آیتالله اشتهاردی
آیتالله علی پناه اشتهاردی از فقیهان و عالمان اخلاق در حوزه علمیه قم. وی دروس عالی حوزوی را نزد عالمان طراز اول گذراند و به مقام اجتهاد نائل شد. شیخ علیپناه بهدلیل زهد و تقوا و رفتار و منش متواضعانه، در میان طلاب و بزرگان حوزه زبانزد بود و کلاس اخلاق او از دروس شناختهشده حوزه علمیه قم به شمار میرفت.
او در روز هفتم محرم سال 1340 هجرى قمرى در شهر اشتهارد دیده به جهان گشود. شغل پدرش آرایشگری (سلمانى) و مادرش خانهداری بود. هر دو از مردمان مؤمن و ساده زیستى بودند که از راه کار و کارگرى زندگى خود را اداره میکردند.
على پناه نه ماهه بود که پدر را از دست داد و مادرش مسئولیت تربیت او و دیگر فرزندانش را بر عهده گرفت. مادر برای گذراندن امور زندگى و امرار معاش روزانه با آسیاى دستى برای مردم آرد تهیه و با دستمزد آن مخارج خود و بچههایش را تأمین میکرد.
او در شش سالگى به مکتب خانه محله فارچى آباد زادگاهش رفت و در دو سال قرآن خواندن را آموخت. سپس تحصیلات ابتدایى را تا 11 سالگى ادامه داد.
آیتالله اشتهاردى در سن یازده سالگى نزد حاج شیخ یحیى تقوى ادبیات عرب را آغاز و تا هفده سالگى از محضر وى بهرههاى فراوان برد.
سپس به حوزه علمیه قم هجرت کرد و دروس سطح را در محضر آیات عظام: سید شهابالدین مرعشى نجفى، حاج شیخ مرتضى حائرى، حاج سید محمدرضا گلپایگانى، سید صادق شریعتمدارى تبریزى، شیخ عبدالرزاق قائنى، شیخ محمد على کرمانى، سید احمد خوانسارى و امام خمینى به پایان برد.
آقای اشتهاردی در خاطرات خود میگوید:«... قبل از بلوغ کار میکردم، آقای حاج شیخ یحیی تقوی در مسجد فارچی آباد چال محله برای چند نفری فارسی و هم عربی درس میگفت. من نیز میل داشتم درس بخوانم. حاج شیخ یحیی فرمود: بیا و به درسها گوش بده. من کتاب نداشتم، به من کتاب داد. عصرها در آن مسجد برایم درس میگفت. چندین سال خدمت ایشان درس خواندم. با آقای سید جمال هاشمی و حاج بابا سلطانی و حاج هبة الله شاه بیک از ابتدا تا مقداری از شرح لمعه را همدرس بودیم. تا شانزده سالگی ضمن کار ادبیات و مقداری از شرح «لمعه» و «قوانین» را در اشتهارد نزد حاج شیخ یحیی خواندم. او از شرح «امثله» تا « کفایة الاصول » را درس میداد. مردم برای خواندن نماز لیلة الدفن (وحشت) به او پولی میدادند و او پول را به من میداد و من نماز وحشت را میخواندم. من نمیخواستم در اشتهارد بمانم. روزی به مسجد چال محله رفتم و از خدا خواستم وسیله مهاجرتم را فراهم کند. چندی نگذشت به محل بقعه بی بی سکینه در سلمیان شهریار رفتم و در آنجا برای عدهای از نوجوانان پسری که میخواستند باسواد شوند کلاس درس باز کردم و ماهی ۹ تومان حق التعلیم دریافت کردم و مخارج من نیز با آنان بود. پس از سه سال و نیم تدریس با تشویق عدهای از خیرخواهان راهی قم شدم و به مدرسه فیضیه رفتم. آن زمان آقای صاحب الداری مدیر و مسئول مدرسه فیضیه بود. نزدش رفتم تا برای درس خواندن و حجره گرفتن ثبت نام کنم. شناسنامهام را خواست. زیرا از سوی وزیر فرهنگ رژیم پهلوی اعلام شده بود که کسانی که خدمت نظام نکردهاند نباید پذیرفته شوند شناسنامهام را به او دادم. پس از نگاه کردن به شناسنامه گفت: شما مشمول (سرباز) هستید و ما مشمول نمیپذیریم. سه روز در قم ماندم. سپس به تهران رفتم. در تهران کسی نزدم آمد و گفت: شاگرد میخواهم. پیش او رفتم تا شاگردی کنم. مدتی کار کردم چون مشتریهای او بیشتر زنها بودند، از خدا خواستم کار دیگری پیدا کنم. دوباره به اشتهارد بازگشتم و دروس حوزوی را نزد حاج شیخ یحیی ادامه دادم تا پهلوی اول ( رضاخان ) (رضاخان در تاریخ ۲۰/۳/۱۳۲۰ از ایران فرار کرد) فرار کرد پس از آن با سفارش برخی از بزرگان و اجازه مادرم به قم رفتم. برای گرفتن حجره در مدرسه فیضیه دروس (مغنی، مطول، شرایع، منطق و شرح لمعه) خوانده شده را امتحان دادم. کتاب تهذیب المنطق را برای امتحان نزد امام خمینی که از ممتحنین بود خواندم. در اثنای خواندن جملهای را نتوانستم بخوانم. امام فرمود: دوباره از اول تا آخر بخوان. برای بار دوم خواندم. پس از قبولی، در مدرسه فیضیه حجره گرفتم و مشغول تحصیل شدم. همه درسهایی را که در اشتهارد خوانده بودم، تدریس کردم و بقیه شرح «لمعه» را نزد آیتالله نجفی مرعشی شروع کردم و تا آخر، همه متون درس را نزد دیگر استادان خواندم...»
دروس سطح عالى فقه را نزد آیات عظام: سید محمدرضا گلپایگانى، سید محمد حجت کوهکمرهاى تبریزى، حاج سید محمدتقى خوانسارى و سید صدرالدین صدر و مقدارى نزد امام خمینى فرا گرفت. اما عمده دروس اصول و فقه را از محضر آیتالله حاج آقا حسین بروجردى و پس از رحلت ایشان از محضر آیتالله حاج شیخ محمد على اراکى فرا گرفت.
در کنار تحصیل، به تدریس دروس سطح و دوره عالى در حوزه علمیه قم نیز اشتغال داشت.
او همچنین در ایام تحصیل حوزه شبهاى پنج شنبه، پس از اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء، در مدرسه فیضیه و صبح پنجشنبهها در بیت قدیمى امام خمینى و ایام ماه رمضان در بیت رهبرى ساعتى را به تدریس اخلاق اختصاص میدادند.
آقای اشتهاردی در دوران جوانی و پس از آن، سالها در ایام تبلیغی برای تبلیغ و گاه تدریس به شهرهای مختلف سفر میکرد. او بارها برای ارشاد و تبلیغ به زادگاهش اشتهارد میرفت. سفرهای تبلیغی زیادی هم به شهرهای تفرش ، ترخوران، زرین شهر و تهران داشته است. او برای مدتی در تویسرکان اقامت گزید و با طلاب حوزه آن جا ضمن انس و الفت تبلیغاتی هم داشت. قریب دو سال ساکن خرم آباد لرستان شد و ضمن تبلیغ و ارشاد، به تدریس کتابهای درسی برای طلاب حوزه آنجا همت گماشت و در این مدت کار عمده تحقیقات پیرامون کتاب مدارک «العروة الوثقی» را نیز انجام داد.
آثار او در سه بخش تقریرات، تألیفات و تعلیقات است. در تقریرات، میتوان تقریر دروس خارج آیتالله بروجردی، امام خمینی و آیتالله گلپایگانی را نام برد. وی تألیفات در موضوعات مختلف و تعلیقات در کتب گوناگون را هم در کارنامه خود ثبت کرده است.
آیت الله اشتهاردی در دوران تحصیل و تدریس اقدام به خلق آثار قلمی مفید و ارزنده کرده و برای استفاده محققان آثارش را به صورت تقریرات دروس خارج فقه و اصول استادان یا تعلیقه و حاشیه بر نوشتههای فقهی و اصولی اعلام و مراجع یا تالیفات مستقل نگاشته است و تعداد آنها به ۸۰ جلد کتاب و رساله میرسد. برخی از این آثار به زیور طبع آراسته شده و بعضی خطی است.
آیتالله حاج شیخ علیپناه اشتهاردی استاد عالی حوزه علمیه قم بین نماز مغرب و عشاء در مدرسه فیضیه قم دچار عارضه قلبی شد و پس از عمری تحقیق و تالیف و تبلیغ معارف مکتب اهلبیت(ع) در شامگاه تیر ماه 1387ش و در سن 87 سالگی دار فانی را وداع گفت و به دیدار معبود شتافت.

نظر دهید