حضرت آیتالله صادقی، رئیس حوزه علمیه کمالیهی خرم آباد:
آیتالله قاضی اسوه ی گذشت بودند
حضرت آیتالله صادقی، رئیس حوزه علمیهی کمالیه خرمآباد، با بیان خاطرهای یاد مرحوم حضرت آیتالله حاج شیخ مهدی قاضی خرم آبادی(ره) را گرامی داشتند.
رئیس حوزهی علمیهی کمالیهی خرمآباد در بیان خاطرهای از ایشار و گذشتِ یار دیرین حضرت امام خمینی(ره) میگویند: ساعت سه و نیم، شب نهم مبارک ماه رمضان بود که ناگهان درب منزل ما به صدا درآمد، به سمت درب رفته و وقتی درب را باز کردم ناگهان با شخصی مواجه شدم. گفتم: شما کی هستید؟ نام من و مرحوم قاضی را پرسیدند. وقتی گفتم، بلافاصله من را سوار آمبولانس کردند. در صورتی که مرحوم شهید رحیمی و سیفِالسادات و مرحوم ورامینی و چند تن دیگر را نیز سوار مینیبوس کرده بودند.
آمبولانس به راه افتاد، از بین صحبتهایی که شد متوجه حضور آیتالله قاضی شدم. پیچ و خم جادهها را طی کرده و وقتی به گردنه زالیان رسیدیم، یکی از افرادی که در آمبولانس به همراه ما بود، به شدت ما را کتک زد و این کتککاری تا نزدیکی اراک ادامه داشت، آنقدر مشت به صورت ما زده بود در ضمن اینکه دیگر خودش هم خسته شده بود. تا 20 روز وقتی میخواستیم وضو بگیریم درد صورت بر ما مستولی میشد، بعد ما را به زندان بردند، بعد از تحمل چند ماه شکنجه در زندان بالاخره روزهای باشکوه انقلاب اسلامی فرا رسید و ما آزاد شدیم.
سه روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، بنده طی حکمی از سوی امام(رضوانالله)، رئیس دادگاه انقلاب لرستان شدم. در یکی از آن ایام، طبق معمول که به زندانها سر میزدم، در کمال تعجب شخصی که چند ماه قبل به شدت ما را در گردنه زالیان تا نزدیکی اراک کتک زده بود را دیدم. این شخص به دست و پای من افتاد و شروع به التماس کرد، همه زندانیان از جمله، سران ساواک که آنجا بودند همه حیرتزده شده بودند و گفتند ایشان چه رابطهای با شما دارد. گفتم: این همان شخصی است که آن قدر به ما کتک زده بود که وقتی آب به صورتمان میزدیم باید با ملایمت وضو میگرفتیم، چرا که از شدت دردی که در صورتمان بود نمیتوانستیم وضو بگیریم. بعد از گذشت چند روز از این ماجرا یک روز بر حسب اتفاق دیدم که این شخص نیست وقتی سراغش را گرفتم متوجه شدم که مرحوم آیت الله قاضی آن شخص را آزاد کردهاند. علت را جویا شدم، مرحوم آیتالله قاضی گفت: من جستجو کردم و دیدم این شخص به غیر من و شما کسی را اذیت نکرده، بنابراین بنده از حق خودم گذشتم و یقین دارم که شما هم از حق خود میگذرید، بنابراین این شخص را آزاد کردم.
امیدوارم خداوند روح این عالم وارسته را با انبیاء خود محشور فرماید.

نظر دهید