حضرت آیتالله مؤمن، عضو مجلس خبرگان رهبری:
هیچگاه برای آیت الله قاضی(ره) مسائل مادی و مالی مهم نبود
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیِم وَاَلحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمیِن وَ صَلَّ الله ُعَلیَ سَیِّدِناَ وَ نَبِیِّناَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِریِنَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلیَ أَعدَائِهِم أَجمَعیِنَ مِنَ الآنِ إِلیَ قِیاَمِ یَومِ الدِّینِ.
حضرت آیتالله مؤمن پیرامون حضرت آیتالله قاضی میگویند: به مناسب درگذشت مرحوم آیتالله حاج شیخ مهدی قاضی خرمآبادی توفیقی شد که بنده چند جملهای را در رابطه با آن بزرگوار صحبت کنم. از آنجایی که ایشان از نظر سِنی؛ از بنده بزرگتر بودند، در خصوص زمان تحصیل علوم دینی ایشان چیزی نمیدانم؛ اما بعدها که وارد حوزه علمیه شدم، نام ایشان را به عنوان فرد وارستهای که در خرمآباد ساکن بودند و همه مبارزات و اغلب امور را در خرمآباد تقریباً یک تنه انجام میدادند؛ شنیدم. بالاخره بعد از فوت مرحوم آیتالله العظمی بروجردی(ره) زمانی که مبارزات علنی علیه رژیم ستمشاهی از طریق مردم مسلمان به رهبری حضرت امام خمینی(قدس سره) شروع شده بود. مرحوم آقای قاضی(ره) از طرف امام نمایندهی ایشان در خرمآباد بودند.
عضو مجلس خبرگان رهبری میافزایند: مرحوم آقای قاضی در دوران اوج مبارزات مردم؛ علیه رژیم ستمشاهی و هم زمان با سال1350 شمسی که رژیم طاغوتی بعث، علماء و روحانیون را از عراق اخراج کرد؛ مرحوم آقای قاضی، شهید آیت الله سید اسدالله مدنی(ره) را به خرمآباد دعوت کردند.
شهید مدنی از علما و بزرگان نجف بودند و همهی علمای نجف، و اهالی عراق و ایران ایشان را به عنوان شخصی وارسته و متدیّن و سمبل تقوی و علم می شناختند و در عین حال کاملاً ارادتمند به حضرت امام(ره) بودند. شهید مدنی، در نجف درس اخلاقی داشتند که طلّاب علاقمند به وارستگی اخلاقی در درس ایشان شرکت میکردند. شهید مدنی(ره) نیز در سال 1350 از عراق اخراج شدند و مرحوم آیت الله قاضی برای اینکه نظم و انضباط بهتری به مبارزات علیه رژیم ستمشاهی در خرمآباد بدهند؛ شهید آیت الله مدنی(ره) را به خرمآباد دعوت کردند و مبارزاتی که در خرمآباد در ایام اخیر انجام میشد به هدایت و رهبری ایشان بود و از این جهت آیت الله قاضی توانستند مبارزات دینی را علیه رژیم ستمشاهی در خرمآباد؛ بلکه به عبارت دیگر در لرستان رهبری کنند. مرحوم شهید مدنی(ره) علاوه بر اینکه در لرستان و خصوصاً خرمآباد استقرار داشتند در شهر همدان هم سکونت داشتند و مبارزات را رهبری مینمودند. این از کارهای ارزشمندی بود که مرحوم آیت الله قاضی(ره) در خرمآباد انجام دادند. ایشان در عین حال نمایندگی از طرف حضرت امام(ره) را تا آخرین روزهای قبل از پیروزی انقلاب به عهده داشتند.
عضو هیئت امناء دانشگاه قم تصریح میکند: مرحوم آیت الله قاضی(ره) اوایل پیروزی انقلاب از خرمآباد به قم مشرف شدند و آشنایی بنده با مرحوم آیت الله قاضی(ره) از آنجا شروع شد. شخصیت ایشان از طریق دوستان مورد اعتماد برای ما روشن بود که فردی آگاه، فاضل و از خود گذشتهاند.
یکی از کارهایی که در اوایل انقلاب از ایشان استفاده شد، به گمانم در سالهای 1358 یا 1359 بود، که بنده در آن موقع عضو شورای عالی قضایی بودم و شورای عالی قضایی جمع 5 نفرهای بود که رئیس دیوان عالی کشور و دادستان کل کشور و سه نفر دیگر از فضلای حوزهی علمیهی قم، که مورد قبول حضرت امام(ره) بودند انتخاب شدند تا با همکاری هم کارهای قوه قضائیه را اداره کنند.
در اوایل انقلاب که وضع دادگستری به خوبی مشخص نشده بود؛ در شورای عالی قضایی مرحوم آیتالله ربانی که با آیتالله قاضی آشنا بودند، به دادگستری کل کشور که منشأ و مرکز اصلی آن در تهران بود پیشنهاد دادند که مسئولیت امور مالی دادگستری را به آیتالله قاضی(ره) واگذار نمایند؛ زیرا که ایشان را به عنوان فردی با تقوی، با دیانت و کاردان میشناختند و به حق نیز ایشان به خصوص در امور مالی، انسانی امین و کاردان و شایسته بودند. ایشان دعوت را پذیرفتند و مسئولیت امور مالی قوهی قضائیه را به عهده گرفتند. این مسئولیت با ایشان بود؛ تا زمانی که به قم بازگشتند و این وظیفه را به دیگری واگذار نمودند.
حضرت آیتالله مؤمن در بیان خصائص شخصیت آیتالله قاضی(ره) میگویند: هیچگاه برای آیتالله قاضی(ره) مسائل مادی و مالی مهم نبود. وظیفهای که به عهده ایشان گذاشته بودند را به عنوان یک وظیفه اسلامی و دینی به خوبی انجام میدادند و هیچ توقع مالی نداشتند و خودشان هم به افرادی که تحت پوشش کار بودند خدماتی را ارائه مینمودند.
به هر حال پس از مراجعت ایشان به قم، به عنوان عضو و کارگزار شورای مدیریت حوزه علمیه قم در این شورا به فعالیت پرداختند. در آن زمان مرحوم حضرت آیتالله فاضل لنکرانی، حضرت آیتالله محقق، مرحوم آیتالله طاهرشمسی گلپایگانی، که همگی از بزرگان علماء بودند، عضو این شورا بودند و از آیت الله قاضی نیز دعوت به عمل آوردند.
ایشان در ادامه میافزایند: این شورای مدیریت تا سال 1370یعنی حدود ده سال ادامه داشت و در این مدت ایشان به خوبی وضع طلاب را اداره میکردند، تا سال 1370 که مقام معظم رهبری به قم مشرف شدند. ایشان در سخنان خود در جمع طلاب و فضلای حوزه در مدرسه دارالشفاء فرمودند که باید جمعی به «عنوان شورای عالی حوزهی علمیه قم» تشکیل شود و اینها یک نفر را به عنوان مدیر انتخاب کنند و این کار هم شد، بعد از آن شورای مدیریت از بین رفت و شورای عالی حوزه تأسیس گردید.
مدیر سابق حوزهی علمیهی قم میفرماید: برای اینکه من بتوانم کارهای حوزه را برنامهریزی کرده و پیش ببرم، مرحوم آیت الله قاضی(ره) راهنمای خوبی برای من بودند و در نهایت ایشان به عنوان معاون اجرایی مدیریت حوزه در نظر گرفته شدند. در واقع همه کارهایی که باید برای پیشبرد حوزه انجام میشد به دست آیت الله قاضی (ره) بود و در اینجا همان طور که عرض کردم هیچ مضایقهی مالی و معنویی نداشتند، خودشان را وقف این کار کرده بودند و همه ساله به کارمندانی که در خدمت این کار بودند، محبت مالی هم از ناحیه ایشان میشد و باید بگویم کارگزار اصلی آقای قاضی(ره) بودند و بنده هم درخدمت ایشان بودم.
حضرت آیتالله قاضی خرمآبادی(ره) به عنوان معاون اجرائی حوزهی علمیهی قم، واقعاً بسیار عالی انجام وظیفه میکردند، تا این که مدیریت بنده که حدود 4 سال طول کشید ـ از سال 70 تا 74 ـ و من از مدیریت کنار آمدم و گفتم که شخص دیگری را برای مدیریت حوزه انتخاب کنند. لازم به ذکر است که در آن زمان با کارگشایی ها وکاردانی هایی که مرحوم آیت الله قاضی داشتند، زمینه برای فعالیت هر چه مطلوبتر بنده نیز برای برنامه ریزی طلاب خواهر و برادر؛ در قم و شهرستان ها فراهم شد.
عضو مجلس خبرگان رهبری میافزایند: مرحوم آقای قاضی کاملاً همراه و همگام بودند و سوابق بسیار خوب اجرایی داشتند. پس از واگذاری مدیریت حوزه، ایشان مدت کوتاه شش ماه یا یک سال در آنجا بودند؛ ولی دائم میگفتند که میخواهم یک کار فرهنگی انجام دهم. گفتم: حاج آقا کاری که اکنون میکنید نیز یک کار فرهنگی است. ایشان فرمودند: مثلاً میخواهم دانشگاهی باشد که من عهدهدار کارآنجا باشم.
حضرت آیتالله مؤمن در خصوص نحوهی تأسیس دانشگاه قم تصریح میکند: در اواخر سال 1359 مرحوم شهید بهشتی و شهید باهنر و شهید قدوسی(ره) در منزل حضرت آیت الله طالقانی بودند، بنده به خدمتشان رسیدم. گفتم حاج آقا در میان طلاب ما جوانانی هستند که حکومت به آنها نیاز دارد، در زمان طاغوت به آنها راهی داده نشد؛ اما حالا میتوانیم با آموزش مقطعی از آنها استفاده کنیم. شهید باهنر(ره) و شهید قدوسی (ره) هر دو عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بودند، من پیشنهاد دادم که مصوبهای را در این شورا به تصویب برسانند تا طلاب تحت شرایط خاصی؛ گزینش و تحت آموزش قرار گیرند و گواهی دریافت نمایند و ما بتوانیم از این نیروها در کارهای فرهنگی و قضائی، آموزش و پرورش و یا در دانشگاهها و یا به عنوان نمایندگان رهبری در نیروهای مسلح و مراکز دیگر استفاده کنیم.
شهید بهشتی(ره) انسانی فرهیخته، بسیار دانا، خواستنی و تیزبین بودند. بدون هیچ مقدمهای پذیرفتند و گفتند: کار خوبی است و رفتند. چند روز بعد؛ در دی ماه 1359 در شورای انقلاب فرهنگی؛ لایحهای برای احداث مدرسهی عالی قضایی و تربیتی طلاب در قم زیر نظر جامعه مدرسین به تصویب رسید. بعد از آن مرحوم آیتالله مشکینی(ره)، آیتالله طاهری خرمآبادی و جمعی دیگر از فضلای حوزه، دست به دست هم دادند و طی چند سفر، برنامهریزی لازم را برای دروس این مدرسه انجام دادند. در نهایت تصمیم بر آن شد که از میان طلبههایی که سوابق تحصیلی خوبی داشتند عدهای را انتخاب کنیم و در این مدرسه علاوه بر دروس حوزه درسهای دیگری نیز به آنها آموزش داده شد. در میان سر فصل دروسی که باید تدریس میشد که عمدتاً دروس قضایی بود، این گونه دروس تربیتی و قضایی توأمان آموزش داده میشد. برای تکمیل دروس از آموزشهای ضمن خدمت دبیران و آموزگاران در آموزش و پرورش استفاده کردیم. همه چیز آماده بود و این مدرسه به یک سرپرست نیاز داشت و برای این کار هم بهترین گزینه حاج آقای قاضی(ره) بودند.
مدرسه تأسیس شد و شورای فرهنگی برای دورهی اول، مدت 8-7 ماه را تعیین کردند؛ اما در این میان طلبههای فاضلی بودند که اگر قرار بود مدرکی به آنها داده شود نمیتوانست کمتر از دکتری باشد؛ اشخاصی که اکنون هر یک از خدمتگزاران انقلاب هستند. این فارغ التحصیلان هر یک در مرکزی به کار گرفته شدند و بعدها خود تقاضا کردند تا مدرکی مبنی بر گذراندن این دوره به آنها داده شود که این کار توسط مرحوم آیت الله قاضی و با مراجعه به شورای عالی انقلاب فرهنگی انجام شد و این روند ادامه یافت. دورههای آغازین به مدت 8-7 ماه بود؛ اما بعدها طول این دوره به 3 سال و با ارائه مدرک رسمی انجام میپذیرفت. البته دادن مدرک امر سادهای نبود؛ و این کار با پیگیریهای مستمر ایشان صورت گرفت. حاج آقای قاضی سعی داشتند برای پرورش علما و فضلای کارآمد بهترین اساتید را از دانشگاه تهران و علامه دعوت میکردند تا سرفصل دروس رشتههای پایه را تدریس کنند.
این کار ادامه داشت تا این که دیگر طلاب کمتر مراجعه میکردند؛ آقایان به فکر افتادند که این مدرسه عالی تربیتی و قضائی را به دانشگاه تبدیل کنند؛ از مجاری امور اجازه گرفتند و موافقت شد. اما باز اصل قانون این بود که کارها باید زیر پوشش و زیر نظر جامعه مدرسین باشد. شرط مدیریت و مصوبهی شورای عالی انقلاب فرهنگی هر دو این بود.
در ابتدا بنا شد که فقط از طلاب استفاده کنند؛ اما جایی نداشتیم، اول در همان جایی که محل مدرسه عالی تربیتی و قضایی طلاب بود دانشجویان را جا دادند، در عین حال جایی را برای طلاب تهیه کردند، قرار بود مخارج از طرف دولت پرداخت شود، به هر حال بعد از این کارها، به فکر تأسیس دانشگاهی افتادیم، که پولش را دولت بدهد، زمینی به وسعت چندین هکتار که توسط «آیت الله محقق» یکی از بزرگان و عضو هیئت امنای دانشگاه اهدا شد. این که چه کسی این دانشگاه را بسازد و چگونگی ساخته شدن را به حاج آقای قاضی سپردند. و البته مخارج از طرف دولت داده میشد و با همتی که مخصوص ایشان بود؛ هر ساله این بودجه را دریافت میکردند و با دریافت کمکهای دیگر؛ کار پیشرفت کرد تا این که به صورت فعلی در آمد.حاج آقای قاضی زحمات ارزشمندی را برای پیشرفت دانشگاه کشیدند و علاوه بر حفظ رشتههای علوم انسانی و دینی؛ برنامههای دانشگاههای دیگر و رشتههای مختلف را نیز در آنجا اداره کردند.
برای جذب دانشجو در آغاز چنین بود که یک کنکور ویژه برایشان قرار داده شده بود، به مقدار نیاز برای رشتههایی که داشتیم دانشجو میپذیرفتیم، سپس در مورد این افراد در شهرستانها تحقیق میکردیم و از وضعیت اینها اطلاع میگرفتیم؛ تا افراد و اشخاص متدین؛ عضو دانشگاه شوند، چون هدف فقط این نبود که دانشگاه داشته باشیم، بلکه در ابتدا هدف جذب طلاب و انتقال آموزههای دینی بود، آن هم زیر نظر جامعه مدرسین حوزهی علمیه. در ابتدا نیز برای دانشجویان کنکور ویژهای برگزار میشد و بعدها از طریق کنکور عمومی دانشجو پذیرفته شد.
عضو هیئت امناء دانشگاه قم پیرامون ویژگی شخصیتی از ویژگی آیتالله قاضی میگویند: از ویژگیهای مرحوم حاج آقای قاضی این بود که جهات دینی را در جذب اساتید و دانشجویان کاملاً رعایت میکردند و از ویژگی خاص و شاید منحصر به فرد این دانشگاه آن باشد که بین برادران و خواهران در محل خوابگاه و زندگیشان کاملاً جدایی برقرار است. مخارج دانشگاه از دولت گرفته میشد، و خودشان حتی یک ریال هم به عنوان حقوق دریافت نمیکردند. و در طول این سالها حتی، یک روز هم غیبت نداشتند.
ایشان چند سالی بود که بیماری کلیوی داشتند ولی با آن حال در طول هفته، چند بار به دانشگاه سر میزدند و در هرحال دانشگاه را فراموش نمیکردند. همواره با کمال قاطعیت و جدیّت کارها را پیش میبردند تا این که این اواخر، در ماه مبارک رمضان سال 1388، آقازادهی ایشان تماس گرفتند و گفتند که حاج آقا میفرمایند: شما بیایید و جلسه هیئت امنا را برگزار کنید. حاج آقا به علت بیماری در تهران بودند و بنده از این جریان مطلع نبودم.
برای دیدن ایشان رفتم و سلامی عرض کردم. جلسه ی هیئت امناء تشکیل شد و 2 ساعت نیز طول کشید؛ ولی ناتمام ماند. مابقی کار را در ماه مبارک رمضان و در 16 مهر ماه سال 1388 انجام دادیم و تقریباً توانستیم کارها را تمام کنیم.

نظر دهید